تبلیغات
(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و - عجایب

به نام دوست

(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و
English page is coming soon   به   (پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و   خوش آمدید


¿عجایب
سه شنبه 16 آبان 1385

       

        

             جمع ضدین محال نیست

 

یادمه که زمانه درس تویه کتاب منطق خونده بودم که «جمع ضدین محال است» .

مثلاً روز و شب که دوتا امر کاملاً متفاوت از لحاظه ماهیتی هستن ، امکانه جمع شدن اونا در یه زمان ممکن نیست .

اما من جدیداً فهمیدم که هیچم اینطور نیست !

مثلاً میشه هم کلی کارایه نامربوط انجام داد ولی به دیگرون سر کوچکترین مسئله گیر داد ؛ در صورتی که این با اصل عدم منع سایرین از خود کرده تناقض دارد اما انجامش می دهیم !

همیشه  سرمون تو کار دیگرونه ولی دوست نداریم که کسی تو مسائلمون وارد بشه !

و...........

حالا هم کار بجایی رسیده که با وقاحته تمام در خصوصی  ترین اجزای زندگی سایرین داخل میشیم بدون آنکه اساساً  فکر کنیم بماچه ؟!

چنان غرق کج روی شدیم که انگار نگار قضایایه دیگری هم هست .

گویی هرچی داشته ویا قرار بوده که داشته باشیم ، یکجا به حراجی 100% تخفیف گذاشتیم !

بابا یه زمانی حدی بود ، حریمی بود .

این چیزا منوط به پایبنده مذهب یا لائیک بودن نیست.

شاید باید تنها کمی آدم بود تا بشه فهمید بعضی چیزا جزو شخصی ترین اموره .

من نمیدونم چطور تو جامعه ای که بسیاری از اونا زندگیشون مثله فیلمای اکشن ، سکشنه و یا در حسرته اون هستن ، براحتی به خودشون اجازه میدن به همین نوع از روابط دیگری ایراد بگیرن ؟؟؟؟!!

چی شده که براحتی کوچیک و بزرگ این مملکت به اصطلاح باستانی ، همه از اول تا آخر تو این چند روزه یه فرچه دست گرفتن و به بیچاره ای رنگ بی آبرویی می زنن ؟؟؟؟!!

انگار که تو این مملکت همه قدیسن ،هرکسم چون آنان نیست ، باید ترد و رسوا بشه .

جالب اینه که برخی فقط کلماته شکیلی مثله تمدن ، فرهنگ ،سابقه ، مسلملن ، شیعه ، ایرانی و... را بلدن و ظاهراً چیزی از تاریخ را به یاد نمیارن .

چنان در این چند روز من سلسله مسائلی کاملاً مردمی را دیدم که شک کردم نکنه مسائلی همچون داستانه مریم مجدلیه در زمانه مسیح ، واقعیت نداشته !

در این چند روز دیدم که خرد و درشته این ایران براحتی و همچون متاعی بی ارزش ، آبروی بازیگری را دست به دست می کردن بی آنکه از خود بپرسن که آیا او اصلاً گناهی را مرتکب شده ؟ گناه احتمالی او ، مستوجب چنین بی آبرو گشتنی هست یا نه ؟ و این رفتار او( به فرضه صحت) زشت است یا کردار فضولانه و بی عفتانه ما در مواجه با آن ؟

دست آخر مسیح هنگام سنگ سار کردنه زن فاحشه ای که احالی شهر جمع شده بودند تانابودش کنند ، سر رسید و گفت : هر کس که فکر می کند  گناهی نکرده ویا از این زن پاک تر است ، بسویش سنگی پرتاب کند . نخستین سنگ بدستی که که انگشتانش سست شد و برگشت و رفت ، سر دسته متنفران از این زن بد کاره بود .

آری دوستان ، من نه ادعا دارم که از نگاه کردن این فیلم ها بدم میاد و نه بر خلاف بعضی مدعی پارسایی هستم . اما معتقدم گاهی اوقات پاره ای از امور هستن که مرز بین انسانیت و حیوانیت را می سازن و ربطی هم به مسیح یا منکرش بودن ندارن . یکی از ساده ترین اون ها،انصاف و حد نگه داشتنه .

کاشکی تویه این مملکت حریم آدم ها یه حد و حدودی داشت،  تاهر نه نه قمری به خودش اجازه نده اون را نقض کنه .

براستی که آدم ها(گنه کار یا پاک) چه آسون تویه جامعه ما لگدمال میشن .

سالیان از رورگاران مسیح گذشت و نام آنان که دعوی پاکی داشتند ، به تاریخ سپرده شد ولی مریم مجدلیه ماندگار ماند.

کاش هم شتر و هم مرغ نبودیم .

کاش ما مثاله جمع نقیضین دینداری  و بی آبرو کردن دیگران ، نبودیم .

کاش ما نمونه رطب خوردن منع آن کردن نبودیم .

کاش ما نیز معتقد به قاعده عقلی «جمع نقیضین محال است» بودیم ! 

نوشته شده توسط : یه بچه ولگرد