تبلیغات
(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و - تهی از...

به نام دوست

(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و
English page is coming soon   به   (پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و   خوش آمدید


¿تهی از...
جمعه 19 آبان 1385

                                         

جای خالی تلاش

نمی دانم  یک دانه گندم چه جراتی دارد که در این روزگار از خاک و آب تغذیه می کند ، جوانه می زند ، می روید، خوشه میزند ، مقابل باد و باران استوار می ایستد و در پایان بار می دهد ؟!!

گویی باید همه  چیز مهیا باشد تا ما راضی به انجام کاری شویم .

معلوم نیست که در این میان ، جایگاه تلاش چیست و کجای بازی زندگی ما نقش ایفا می کند؟

پشتکار در رسیدن به اهداف ، چنان مفقود شده که آدمی از بیم متهم به خیالاتی بودن ، هراس دارد آنرا بر زبان آرد.

وقتی انبوهی از مشکلات بر سرم آوار می شوند ، ابتدا فکر می کنم که مصیبت زده ترین افراد روی زمینم . اما دریغا که اندکی بعد ذهنم آرام تر می شود و یادم می آفتد کسانی  در همین جهان و دوران معاصر ، بوده اند و هستند که توانسته اند  بر مشکلاتی صد چندان بیش از مصائب من فائق آیند ؛ آنهم با امکاناتی کمتر.

به همین دلیل ، هر گاه مایوس می شوم و یا می بینم که کسانی براحتی و با بی خیالی تمام از کنار معضلی می گذرند و بار بی تفاوتی را به دوش روزگار و تنگناهای آن می اندازند ؛ ناخودآگاه یاد آن دانه گندم می افتم که اگر او نیز هنگام برخورد با مشکلات در پی توجیح ناتوانی خویش و شانه خالی کردن از حل آنها می بود( و خستگی را برای توقف بهانه میکرد ) شاید دیگر الآن برای دندان های ما نانی نبود .

کاش می شد  اندکی از گندم ها تلاش آموخت !

نوشته شده توسط : یه بچه ولگرد