تبلیغات
(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و - کنج .....

به نام دوست

(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و
English page is coming soon   به   (پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و   خوش آمدید


¿کنج .....
سه شنبه 11 اردیبهشت 1386

  

               بیابان یا خیابان ؟

گاهی دلم می خواد کنج یه کوچه بشینم و های های رفت

 و آمدها رو نگاه کنم . بعضی وقت ها می مونم که این

همه رفتن و اومدن برای چیه ؟ اینکلافگی و نگرانی

  روزمره برای چیه ؟

 تازه این وقت هاست که به دلم می افته همه چیز رو ول

کنم و ولگردواربرم پی کارم ، برم دنبال اون چیزی که

نمی دونم چیه ، برم یه مغازه که کارگر ساده می خواد

گیر بیارم و اونجا صبح تا شبم رو با کار سپری کنم یا

 اینکه یه ۴راه پیدا کنم و فارغ از این همه هیاهوی دنیا

فال حافظم (شایدم مولانا) روبفروشم و گاهی هم سر چراغ قرمزها

شیشه ماشینی پاک کنم ؛ بلکم شب ها با آرامش.....آره با

آرامش سرم رو دستام بزارم .

البته یه وقت هایی هم می شه که هوس می کنم از کل ابن

همه هیاهو بزنم بیرون و یه گوشه ای از بیابون رو پیدا

کنه که آسمونش ، طبیعتش ، زمینش و همه چیزش شبیه

شکلک لبخند < (: > باشه و هیچ اخم آدمیزادی رو اون

 تو نبینم .

 انتخاب راه سخته ولو اینکه آدم مقصد رو بدونه !

نوشته شده توسط : یه بچه ولگرد