تبلیغات
(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و - فردا را چه كنم ؟

به نام دوست

(پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و
English page is coming soon   به   (پــایگـاه اطـــلاع رســانـی ولـــگــردان ( پــــا و   خوش آمدید


¿فردا را چه كنم ؟
شنبه 4 تیر 1384

 

      

آخرین یا اولین ؟

 

شاید این از آخرین مطالب باشد .

نمی دانم كه فردا چه بر سرنوشتمان حاكم خواهد شد ، آیا بازهم امكان نوشتنی هست ؟ نمی دانم .

اصلا چه باید نوشت ؟ باید گفت كه از خطر فاشیسم باید ترسید یا باید از ابتدا خطر را تعریف كرد ، باید ابتدا آمد وگفت آرامش چیست ؟

باید زندگی كرد ،باید بسادگی آب خوردن یك گنجشك كنار جوی آب ،آب را خورد ، اگر هم طعم اش بد است ، آنرا بجوشانیم  قلیان بدهیم .

شاید هر چند مدت یكبار نیاز به یك شوك مردمی باشد. قریب به 8 سال پیش ملت این فرست عظیم را به عده ای داد تا با شوك افكار عمومی مواجه شوند وبفهمند كه فقط هرآنچه كه خود می اندیشند صحیح و كافی نیست و علی رغم اینكه مردم را دنباله رو خویش می پنداشتند ، به رأی خلاف ایشان مو اجه گردیدند .

حال خیلی هم دیر نشده است فقط نظر و خواست مردم كمی تغییر كرده و از اصلاح طلبی به اصول گرایی متمایل شده است .

مهم این نیست كه چه كسی در چهار سال بعد  زمام امور اجرایی را بدست خواهد گرفت؛ چرا كه نامش اكنون مشخص است، مهم این است كه چه ایده ای بر روند زندگی آتی ما جریان خواهد داشت ؛ چرا كه این گفتمان دولت ها نیست كه گفتمان غالب بر مردم را تعیین می كند ، بلكه این مردم اند كه با اعمالشان به حاكمان وآنان كه می خواهند حكومت را بدست گیرند ، خط می دهند و می گویند كه نیاز روزشان چیست ، دغدغه درونیشان چیست و چه واقعیتی را می خواهند .

شاید این ابلهانه باشد كه بگوییم مردم اینبار گول تبلیغات دروغین را خورده اند ؛ چرا كه اگر چنین باشد چرا 8 سال پیش چنین نگفتیم .

كنون نیز ملت لطفی دیگر را نموده و یك شك  را به آنان كه می پندارند عقل كل جامعه و خط دهنده ی به مردم هستند ، وارد آوردند ؛ تا به  اینان به فهمانند كه از درون اتاق ها بر ذهن و قلب های مردم نمی توان حكم راند ، بلكه باید به درون اجتماع آمد و حقایق را پذیرفت و به انتخاب آنان هر چه كه باشد ، احترام گذارد .

اگر كسانی می پندارند كه ممكن است این انتخاب مردم خیلی هم با واقعیت ها منطبق نباشد و بر اساس نیاز نیست وبر پاییه احساس است ، بهتر است كه  ابتدا به نقد خود قبل از نقد دیگران دست زنند.

من قصد دارم  كه حركتم را رو به جلو ادامه دهم ، شاید بهتر باشد كه دفترچه راهنمایم را برای  رسیدن به هدف پیشینم كه اعتلای وطنم بود، تعویض یا اصلاح كنم .

من هنوز دو پا برای گام بر داشتن به جلو ، دو دست برای كنار زدن موانع ، دو چشم برای دیدن حقایق و دو گوش برای شنیدن دردها و مصائب دارم ، كه اگر پاهایم از كار بیافتد و یا بیاندازند ، با دستانم سختی های راه را كنار خواهم زد و اگر دستام از توان باز افتند و یا باز نگه دارند ، با چشمانم حقایق را خواهم كاوید و اگر این را نیز نتوانم ، زبان بر خواهم كشید هدف و اندیشه ام را اشاعه خواهم داد و اگر این هم از من صلب شود ،  به حرف های مردم ام و كشورم گوش جان می سپارم و با درسی كه از پیام ملت گرفته ام ، با سكوتم پیامم را خواهم داد .

الآن هم كه فقط می توانم پیام انسان های كشورم ایران را بشنوم ، سكوت نمی كنم و با گام هایم ، دستانم ، زبانم ، چشم هایم و گوش هایم پیام ، اند یشه خود را می گویم و به اندیشه همه ی ایرانیانی كه خلاف من می اندیشند احترام می گذارم .

باشد كه بتوانم پیش از سكوت ، آنچه را كه باید بگویم و آنچه را كه باید بشنوم ، شاید هم این آخرین مطلبی باشد كه می نویسم و نیاز باشد كه از فردا بجای نوشتن ، بروم و در میان مردم اشتباهات ،كاستی ها و ایرادات خودم و دیگران  را بگویم .

و اولین پیام من این است كه ای مردم از شوكتان و از تلنگرتان متشكرم كه مرا در راهم آگاه ، عزمم را در راهم جدی تر و راهم رااصلاح كردید ، متشكرم .

 

نوشته شده توسط : یه بچه ولگرد